العلامة الحلي

5

إيضاح مخالفة السنة لنص الكتاب و السنة

[ مقدمه ] به نام خداوند مهرگستر مهربان اهميت نشر آثار وميراث اسلامى بر هيچ‌كس پوشيده نيست ، كارى است درخور ملتى كه دوست دارد قله‌هاى تمدن اسلامى را بشناسد وبا چشمانى باز قدم در راه پيشرفت وتعالى بگذارد . آگاهيم قرن‌ها بود كه ميراث خطى ما در كتابخانه‌هاى شخصي وعمومى گرد گرفته بود واينك بيدارى اسلامى وتمدنى ، روح وروحيهء احياى اين ميراث قابل ستايش را در ميان فرهيختگان ما زنده كرده وآنان تلاشى ارجمند را در راه احياى آن آغاز كرده‌اند . بخشي از اين ميراث در علوم وفنون مختلف دنيوي ، وبخشي در علوم اسلامى ، ديني وشرعي است . در هر دو زمينه وبراي احياى آن ، بايد تلاش كرد وهمزمان دين ودنيا را با بهره‌گيرى از ميراث گذشته آباد نمود . بخشي از ميراث اسلامى ما ، مربوط به دانشى مىشود كه بايد نام آن را علم الاختلاف نهاد ، اختلاف در باب مسائل كلامي ، فقهى ، تفسيري وديني . در اين زمينه ، در گذشته تمدن اسلامى ما ، بخصوص در قرون نخستين اسلامى ، دانشمندترين دانشمندان كسى بود كه آگاه به علم الاختلاف بود . يعنى درمىيافت كه مذاهب گوناگون اسلامى وعلماى شهرهاى مختلف ، در هر مورد وپيرامون هر مسأله ، چه اختلاف نظري دارند . اين برترى از آن روى بود كه دانشمندى يك نفر به اين نبود كه صرفا آراء مذهب خويش را بداند ، بلكه وقتي دانشمندى برتر شناخته مىشد كه آراء مذاهب وحتى أديان ديگر را هم بشناسد وبه نقاط قوّت وضعف خود وديگران واقف باشد . بديهي است كه اگر كسى آراء ديگران را نشناسد ، نخستين خسارت آن اين است كه بسا دشمنى أو با ديگران از روى جهالت وناداني باشد . براي ديگران نيز مخالف دانا به مراتب بهتر از مخالف ناداني است كه بىدليل وچشم‌بسته ، مشتى اتهامات را بر مذهب أو وارد كند بدون آن‌كه به مباني آن اختلاف‌نظرها در متون مخالف آگاه باشد . بدون ترديد اگر قرار باشد قرابت ووحدتي در كار باشد ، تنها از سر معرفت ودانش خواهد بود نه از سر جهل وناداني . در روزگاران گذشته ، شيخ طوسي ( م 460 ه . ق ) كه الحق از برترين وزبده‌ترين دانشمندان شيعي است ، كتاب الخلاف را نوشت ودر آن آراء مذاهب مختلف اسلامى را مطرح كرده وادّلهء هر كدام را مورد بحث قرار داد . بعدها علّامهء حلّى ( م 726 ه . ق ) با نگارش تذكرة الفقهاء وبسيارى ديگر اين مسير را دنبال كردند .